أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
484
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 804 ) 40 / 5 « آوردهايم » . سه حرف واپسين در دستنوشت به روشنى خوانده نمىشوند ، ولى گمان مىكنم كه درست خوانده باشم . ( 805 ) 40 / 5 « از محكم » . قسمتى از حروف در دستنوشت پوشيده است ، ولى گمان مىكنم قرائتم صحيح باشد . « از » : در اينجا در كاربردى قدمائى است به معناى : « شامل » ، « چه . . . و چه . . . » ، « كه شامل . . . مىشود » . « جدّهاى بود مرا . . . چيزهاى پاكيزه ساختى از خوردنى و شربتها ، بغايت نيكو . » ( تاريخ بيهقى ) . « اگر ويرا . . . يله كنيم آنچه خواسته آمده است از غلام و اسب . . . فرستاده آيد . . . » ( تاريخ بيهقى ) . « حسنك . . . برفت و كوكبهاى بزرك با وى از قضات و فقها و بزرگان و اعيان تا امير را تهنيت كنند . » ( تاريخ بيهقى ) . اين هر سه شاهد در لغتنامهء دهخدا بيامده ولى در آنجا اين « از » به معناى « از قبيل ، مانند ، مثل » گرفته شده است . نظر اين بنده همانست كه آمد - و اللّه أعلم . ( 806 ) 40 / 9 « تنكير را » . در دستنوشت : تنكيرا . براى كسب آگاهى در بارهء « كلّ » در نحو ، نگر : مغنى اللّبيب ، صص 255 تا 268 . ( 807 ) 40 / 12 « . . . مستأنف . . . » . درين مقوله ، نگر : الكشّاف ، ج 1 ، ص 338 . « الّا خذاوندان » . جايگاه « الّا » در دستنوشت چندان روشن نيست . از قرائت خود مطمئن نيستم . ( 808 ) 40 / 19 و 20 « أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ » . الصّفّ / 5 . ( 809 ) 40 / 20 « زجّاج گويذ : دور مگردان » . به درستى قرائت واژهء « دور » اطمينان ندارم ، زيرا در دستنوشت ، ريخت مكتوب در جايگاه اين واژه ، كاملا پيدا و خوانا نيست . ( 810 ) 40 / 23 « بده » . در دستنوشت ، حركتگذارى ، احتمالا به قلمى ديگر باشد . ( 811 ) 40 / 24 « تويى » . از درستى قرائت حرف سوم ، اطمينان ندارم . ( 812 ) 40 / 26 « ابن عيسى » . در دستنوشت ، جايگاه الف ( ظ . ) با كاغذى پوشيده شده است ؛ زين رو اگر پيش از الف هم لفظي بوده است كه زير پوشش رفته است ، راقم از آن آگاهى ندارد . ( 813 ) 41 / 1 « محتمل است كى » . به سبب آسيب ديدگى دستنوشت ، به درستى قرائت « كى » يقين ندارم .